artamn's profile picture. والا چی بگم

آرتامْن

@artamn

والا چی بگم

چیزی که تو مهاجرت بیشتر از هر چیزی یاد گرفتم این بود که چقدر ایران رو دوست دارم.


خیلی دلم می‌خواد که وقتی به این فک می‌کنم که باید یه کاری رو انجام بدم، همون موقع مشغولش شم و تمومش کنم. ولی یه مشکلی هس. حال ندارم. یا فک می‌کنم که کار مهم‌تری دارم.


اسکرین گوشیم وضعیت افتضاحی داره. دسکتاپ گوشی؟ نمی‌دونم چی بهش می‌گن. بک‌گراندش دیفالت گوشیه و هر اپی که خودش شورتکات ساخته (اونم بلد نیستم اسم امروزیشو)، هس واسه خودش. ازون چیزاییه که سال‌هاست یه روزی قراره مرتبش کنم. هر روز صب که چشامو باز می‌کنم و گوشیمو دس می‌گیرم، تو فکرمه.


اولین چیزی که همیشه قراره از شنبه شروع یا بیشترش کنی ورزشه. برای سیگاریا، خیلی کمتر کردن سیگار از همین امروز، یا اصن ترک تا ابد. برای مهاجرا، تا سالهای سال زبان. تمرین زیاد و سخت و هر روزه.


شهر جدید... آینده و اینکه نتیجه‌اش دقیقا چیه هم مث همیشه مبهم و غیر قابل اعتماد. کار زیاد. خیلی زیاد. بیشتر از هروقت دیگه‌ای که خیلی کار داشتم.


اومدم تو یه خونه‌ای که هنوز نمی‌دونم بیرون پنجره‌هاش چه شکلیه. باید صبر کنم تا صبح شه. قراره یه ماه آینده رو اینجا زندگی کنم. تنها، بعد از مدتها.


فردا همون شنبه‌ایه که شروع تازه‌ایه و ازش قراره خیلی چیزا شروع شه، که البته الان دیگه برای من دوشنبه اس. یا بهتره بگم مونتاگ.


این اولین باره که انقد زیاد به ایرانی بودنم افتخار می‌کنم. به دانشگاه هنری بودنم. به کرجی بودنم. #مهسا_امینی


آخه واقعا چی این شما؟ از کجا اومدین؟!


یارو آمبولانسای شهرو برمی‌داره، توشونو پر مامور می‌کنه، می‌بره بریزن سر مردم. بعدشم همونارو پر مردم می‌کنه می‌بره. معلوم نیس کجا! #اعتراضات_سراسری #مهسا_امینی


امروز افتتاحیه اولین نمایشگاه انفرادیمه. بعد از مدتهای مدید که در مقابل سولو گذاشتن مقاومت می‌کردم. یکم دلگیره که هیچ کدوم از دوستام نبودن، چون تهران نیست. خودمم نبودم، چون ایران نیستم.


در یواش‌ترین حالت خودم به سر می‌برم این روزا. خیلی خیلی یواش! انقد که باید ازم تایم لپس بگیری تا بشه روند کار کردنمو دید.


چقد همه کار سخت شده برام. سخت‌تر ازونی که واقعا هست. یه بیوگرافی می‌خوام بنویسم و استیتمنتِ یه کار، که به سادگی میشه دو ساعته قالشو کند. نزدیک چهار ماهه دارم هر روز بهش فک می‌کنم و هر روز می‌ذارمش برای یه وقت دیگه.


من از #غیرت و غیرتی بازی حالم به هم می‌خوره. به نظرم تعصب دلیل خیلی از حماقتای آدماس که از اول تاریخ تاحالا دارن به خاطرش هم به خودشون و هم به بشریت لطمه میزنن. کی میگه چیزایی هستن که همیشه‌ی خدا باید پاشون وایسیم و اینکه ارزشای آدم براساس شناخت و شرایط متغیر باشه یه جور خیانته؟


ماجرای رقابت #کیمیاعلیزاده و #ناهیدکیانی نشون میده تو جایی مثل ایران درکل سیاسی نبودن غیر ممکنه. تو طرفدار هر کدوم که باشی و پیروزیش خوشحالت کنه، داری از نظر سیاسی گروهی رو حمایت و به کسایی پُشت می‌کنی. بحث #پرچم هم که میاد وسط یه ذره قضیه غیرتی میشه!


تنگ کردیم بریم کوه بلخره. درکه، پنج صب، صبونه رو هم بالا نیمرو خرما می‌پزیم. کلاسیکِ کوه رفتنِ پدرانمون.


Loading...

Something went wrong.


Something went wrong.